صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

ای آن که کار روز و شبت ذره پروری ست
چشمان تو هر آینه مشغول دلبری ست

.
روی گشاده ی تو همانند فاطمه
جنس کلام و خطبه ی ناب تو حیدری ست

.
مشتاق خطبه ی تو أبوسهل های عصر
حیران یک حدیث لبت ابن جعفری ست

.
تنها علی که فاتح میدان نبوده است
در هر مناظرات تو هم فتح خیبری ست

.
امشب به یمن مقدمت اقرار می کنم
مستی ام از عنایت انگور عسگری ست

.
تنها نه مادر و پدرم خادمت شدند
این بنده زاده نیز به دنبال نوکری ست

.
هرکس گرفت چشم تو را می شود عزیز
وابستگی به مهر تو معیار برتری ست

.
زیباست کاظمین ، نجف ، کربلا ولی
سرداب سامرای تو یک چیز دیگری ست

.
فهمیدم از ارادت بر نام فاطمه
هرکس حسن شود همه ی عمر مادری ست

.
این شعرهای من که نشد باب میل تو
مدح تو کار دعبل و عمان و حِمیَری ست

.

با گفتن از تو فاطمه را شاد می کنم
صحن تو را دو مرتبه آباد می کنم

.

.

.

علیرضا خاکساری

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها