صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

بنگرید آئینه‌ ی اسرار را

۲۰ مهر ۱۳۹۶ بدون نظر

سید محمد میرهاشمی

.

بنگرید آئینه‌ ی اسرار را
طالبان‌ لحظه ی‌ دیدار را

.
راهیان‌ قله‌ های‌ معرفت‌
فاتحان‌ قامع‌ الکفار را

.
شاهدان‌ محفل‌ پر شور عشق
‌اختران‌ آسمان‌ یار را

.
دو دلاور زاده ی‌ عالی‌ نسب‌
وارثان‌ حیدر کرار را

.
گفت‌ زینب‌ بگذرم‌ از هستی‌ ام‌
تا به‌ حیرت‌ آورم‌ ادوار را

.
جمع‌ کردم‌ من‌ توان‌ خویش‌ را
پهن‌ کردم‌ سفره ی‌ ایثار را

.
دو بسیجی‌ بهر تو پرورده‌ ام‌
دو حسینی‌ مذهب‌ عیّار را

.
نزد عباس‌ هر دوشان‌ آموختند
یا اخا زیر و بم‌ پیکار را

.
از گلاب‌ خونشان‌ رخصت‌ بده‌
تا معطر سازم‌ این‌ گلزار را

.
حال‌ می‌ گیرم‌ به‌ دست‌ رزم شان‌
انتقام‌ سیلی‌ اشرار را

.
سرخی‌ خون‌ دو طفلان‌ می‌برد
از دلم‌ آن‌ خاطرات‌ تار را

.
چون‌ شکافد نیزه‌ ای‌ پهلویشان‌
یاد آرم‌ سینه‌ و مسمار را

.
یاد آرم‌ از شرار داغشان‌
آتش‌ بین‌ در و دیوار را

.
بشکنم‌ امروز با این‌ دست ها
دست‌ آن‌ سیلی‌ زن‌ قهار را

.
فاصله‌ انداخت‌ دشمن‌ بینشان‌
برد سویی‌ هر یکی‌ سردار را

.
خواند دشمن‌ پیش‌ روی‌ هرکدام‌
لشگر مردان‌ نیزه‌ دار را

.
نیزه‌ها از جسمشان‌ خون‌ می‌ مکید
دیده‌ حق‌ این‌ صحنه ی‌ غم بار را

.
از حرم‌ بیرون‌ نیامد خواهرش‌
تا نبیند خجلت‌ دلدار را

.

.

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها