صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

^ تن من را به هوای تو شدن ریخته اند

۹ خرداد ۱۳۹۶ بدون نظر

علی اکبر لطیفیان 

.

تن من را به هوای تو شدن ریخته اند

علی و فاطمه در این دو بدن ریخته اند

.

جلوه ی واحده را بین دو تن ریخته اند

این حسینی ست که در قالب من ریخته اند

.

ما دو تا آینه ی روبروی یکدگریم

محو خویشیم اگر محو روی یکدگریم

.

ای به قربان تو و پیکر تو پیکرها

ای به قربان موی خاکی تو معجرها

.

امر کن تا که بیفتند به پایت سرها

آه ، در گریه نبینند تو را خواهرها

.

از چه یا فاطمه یا فاطمه بر لب داری

مگر از یاد تو رفته است که زینب داری

.

حاضرم دست به گیسو بزنم ، رد نکنی

خیمه را با مژه جارو بزنم ، رد نکنی

.

حرف از سینه و پهلو بزنم ، رد نکنی

شد که یک بار به تو رو بزنم ، رد نکنی ؟

.

تن تو گر که بیفتد تن من می افتد

تو اگر جان بدهی گردن من می افتد

.

دلم آشفته و حیران شد و … حرفی نزدم

نوبت رفتن یاران شد و … حرفی نزدم

.

اکبرت راهی میدان شد و … حرفی نزدم

در حرم تشنه فراوان شد و … حرفی نزدم

.

بگذار این پسران نیز به دردی بخورند

این دو تا شیر جوان نیز به دردی بخورند

.

نذر خون جگرت باد ، جگر داشتنم

سپر سینه ی تو  ” سینه سپر ” داشتنم

.

خاک پای پسران تو پسر داشتنم

سر به زیرم مکن ای شاه به سر داشتنم

.

سر که زیر قدم یار نباشد سر نیست

خواهری که به فدایت نشود خواهر نیست

.

راضی ام این دو گلم پرپر تو برگردند

به حرم بر روی بال و پر تو برگردند

.

له شده مثل علی اکبر تو برگردند

… دست خالی اگر از محضر تو برگردند

.

دستمال پدرم را به سرم می بندم

وسط معرکه چادر ، کمرم می بندم

.

تو گرفتاری و من از تو گرفتارترم

تو خریداری و من از تو خریدارترم

.

من که از نرگس چشمان تو بیمارترم

به خدا از همه غیر از تو جگردارترم

.

امتحان کن که ببینی چقدر حساسم

به خداوند قسم شیرتر از عباسم

.

بگذارم بروی ، باز شود حنجر تو ؟

یا به دست لبه ای کُند بیفتد سر تو

.

جان انگشت تو افتد پی انگشتر تو

می شود جان خودت گفت به من خواهر تو ؟

.

طاقتم نیست ببینم جگرت می ریزد

ذره ذره به روی نیزه سرت می ریزد

.

.

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها