صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

علی اکبر لطیفیان

.

در اصل هجران تشنگی و وصل باران است
حسی که من دارم همان حس بیابان است

.

نزدیکی و دوری ملاک وصل و هجران نیست
” راضی ” ست او وصل است ؛ ” ناراضی ” ست هجران است

.

بازار ما گرم است از سنگ سر کوچه
دیوانه محتاج اذیت های طفلان است

.

پروانه گر چه سوخته اما پشیمان نیست
روزی پشیمان می شود هر که پشیمان است

.

گاهی به جای حرف باید گریه را آورد
بهتر به حاجت می رسد طفلی که گریان است

.

فردا گریبان گناهش را نمی گیرند
هر که سر هجران تو پاره گریبان است

.

با قصد قربت آمدیم و قرب مان دادید
مهمان تو انگار نه انگار مهمان است

.

قصر است زندانی که یوسف را بغل کرده
قصری که یوسف را به زندان برده زندان است

.

باید برای تو که منت بر سرم داری
این آبرو را داد ، جان دادن که آسان است

.

مردم که می خندند ما یک گوشه می گرییم
آدم که عاشق می شود حالش پریشان است

.

تکلیف این دل را که آواره است روشن کن
دل که بلاتکلیف شد آنقدر حیران است

.

تنبیه کردم این لبی را که نبوسیدت
بنگر که از حسرت چگونه زیر دندان است
.
سینه زنان مویه کنان دامن کشان آمد
زینب گلش را دید اما دید عریان است

.

بر روی کشته لااقل چیزی میاندازند
گیرم که این افتاده اصلا نامسلمان است

.

.

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها