صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

احمد علوی

.

دیگر شکستن ندارد ، بال و پر کوچک من
می ترسم از هم بپاشد ، این پیکر کوچک من

.
آه ای سر روی زانو ، ای ماه آشفته گیسو
دیشب خودت روضه خواندی ، بر منبر کوچک من

.
این درد درمان ندارد ، می دانم امکان ندارد
زخم سرت را ببندی ، با معجر کوچک من

.
غارتگران دل نکندند ، از گوش و از گوشواره
انگشت و انگشتر تو ، انگشتر کوچک من

.
آتش به جان جهان زد ، دستی که با خیزران زد
یا برلب خونی تو یا بر سر کوچک من

.
بابا برایم دعا کن ، شام مرا کربلا کن
یک بار دیگر صدا کن : ای دختر کوچک من !

.

.

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها