صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

^ رخصت بده از داغ شقایق بنویسم

۲۹ تیر ۱۳۹۶ بدون نظر

حسین علاء الدین

.

رخصت بده از داغ شقایق بنویسم

از بغض گلوگیر دقایق بنویسم

.

می خواهم از آن ساقی عاشق بنویسم

نم نم به خروش آیم و هق هق بنویسم

.

دل خون شد و از معرکه دلدار نیامد

” ای اهل حرم میر و علمدار نیامد “

 .

در هر قدمت هر نفست جلوه ی ذات است

وصف تو فراتر ز شعور کلمات است

.

در حسرت لب های تو لب های فرات است

عالم همه از این همه ایثار تو مات است

.

از علقمه با دیده ی خونبار نیامد

” ای اهل حرم میر و علمدار نیامد “

.

سقا تویی واهل حرم چشم به راهت

دل ها همه مست رجز گاه به گاهت

.

هرچند تو بودی و عطش بود و جراحت

دلواپس طفلان حرم بود نگاهت

.

سقای ادب جلوه ی ایثار نیامد

 ” ای اهل حرم میر و علمدار نیامد “

.

افتاد نگاه تو به مهتاب دلش ریخت

وقتی به دل آب زدی آب دلش ریخت

.

فرق تو شکوفا شد و ارباب دلش ریخت

با سجده  ی خونین تو محراب دلش ریخت

.

صد حیف که آن یار وفادار نیامد

” ای اهل حرم میر و علمدار نیامد “

.

انگار که در علقمه غوغا شده آری

خونبارترین واقعه برپا شده آری

.

در بزم جنون نوبت سقا شده آری

دیگر پسر فاطمه تنها شده آری

.

این قافله را قافله سالار نیامد

” ای اهل حرم میر و علمدار نیامد “

.

ای علقمه از عطر تو لبریز برادر

ای قصه ی دست تو غم انگیز برادر

.

بعد از تو بهارم شده پاییز برادر

 برخیز حسین آمده برخیز برادر

.

عباس ترین حیدر کرار نیامد

” ای اهل حرم میر و علمدار نیامد “

.

.

.

محبوب‌ترین ها