صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

^ سفیدرویی عالم نصیب عابس شد

۲۷ خرداد ۱۳۹۶ بدون نظر

احمد علوی 

.

” ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد “

سفیدرویی عالم نصیب عابس شد

.

شجاع و پردل و جرأت ، بلندبالا بود

همان که شیر سیاه سپاه مولا بود

.

دو شیر سرخ و سیاهند از که می خوانند

در آستانه ی میدان رجز که می خوانند

.

نوشت نام خودش را که در سپاه حسین

دخیل بست دلش را به بارگاه حسین

.

قسم به حضرت خورشید راه را بلدم

چراغ روی حسین است و راه ، راه حسین

.

قسم به او که جان من از اوست خواهم مرد

به یک اشاره ی ابرو ، به یک نگاه حسین

.

” حضور مجلس انس است و دوستان جمع اند “

به جان جون رسولان آسمان جمع اند

.

بهشت جا شده در لا به لای انگشتش

چقدر دل نگرانم برای انگشتش

.

به چشم کوه که خود را چنین به خواب زده

غروب آمده یا این که آفتاب زده

.

حدیث معرفت و شرح عشق مشکل نیست

دلی که عاشق مولا نمی شود ، دل نیست

.

به شوق اوست اگر من به صحنه آمده ام

به میهمانی آتش برهنه آمده ام

.

بگو به هرچه که سنگ است عابس آماده است

زمان بارش تیر است ، مجلس آماده است

.

تمام لشکر از آیین من خبر دارند

بگو به طبل بکوبند و نیزه بردارند

.

ببین که با تن زخمی چه باشکوه شدیم

شبیه سرو و صنوبر ، شبیه کوه شدیم

.

ببین که مرگ چگونه اسیرمان شده است

بگو که زود بجنبند ، دیرمان شده است

.

ببین که بی سپر و بی کلاه و بی زره ام

به دست تیر و کمان باز می شود گره ام

.

چگونه پر زدنم را بگو که سیر کنند

به تیر و نیزه مرا عاقبت بخیر کنند

.

.

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها