صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

مهدی علی قاسمی

.

شاعری می کنم و عاشق این نوکری ام

تا که پر نور شود این دل خاکستری ام

.

همه جا مدح شما هست در اندیشه ی من

رهرو دعبل و دنباله رو حِمیَری ام

.

سالیانی است که مدح تو به گوشم خورده

سالیانی است که در مدح تو پامنبری ام

.

ریشه ام را تو بکن روزی اگر دیدی که

با گدایی درت در پی نام آوری ام

.

تو خودت این قلم پای مرا قطع بکن

دیدی ام گر پی لطف و کرم دیگری ام

.

آمدم سمت حرم تا که تماشات کنم

چه کسی گفته که من در پی انگشتری ام ؟

.

آمدم تا که بگویم تو فقط شاه منی

محضرت آمدم اثبات کنم نوکری ام

.

بر در میکده ات بهر تملّق گویم

نوکر بی سر و پای حسن عسکری ام

.

دلم از بس که نرفته است زیارت خون شد

برسانید براتی به خدا مشتری ام

.

سامرا رفتن من دست عزیز دل توست

جان فرزند خودت باز بگو می بری ام ؟

.

شیعه نه عبد که نه عاشق و مجنون هم نه

بر در خوان شما من سگ خیره سری ام

.

هر چه بد کرده ام آخر تو مرا بخشیدی

باز انگار نه انگار ، ز بس که جری ام

.

هر چه هستم ولی آقا همه دم می گویم

عاشق حیدرم از دشمن زهرا بری ام

.

ای که شأنت همه دم ” عادتکم احسان ” است

من گنهکار و سیه رو و بدم ، می خری ام ؟

.

سامرا رفته ام و خوب گدایی بلدم

بس که دلبسته شده بر قسم مادری ام

.

سامرا آمدم و کوری داعش گفتم

چشمتان کور شود زینبی ام ، حیدری ام

.

.

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها