صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

عاشق شدیم و عاشق حیران ما شدند

قومی اسیر زلف پریشان ما شدند

.

آن قدر عاشقیم که عشاق روزگار

مبهوت اشتیاق گریبان ما شدند

.

روح القدس شدیم و تمامی شاعران

گرم غزل سرایی دیوان ما شدند

.

یوسف شدیم و بهر تماشای حال ما

صدها عزیز راهی زندان ما شدند

.

آن قدر آمدیم و مسلمان او شدیم

آن قدر آمدند و مسلمان ما شدند

.

ما عاشقیم عاشق حیران زینبیم

تکفیرمان کنید مسلمان زینبیم

.

ما را نوشته اند برای گدا شدن

سائل شدن ، اسیر شدن ، مبتلا شدن

.

از آن طرف خلاصه دری باز می شود

می ارزد انتظار به این آشنا شدن

.

عشاق سنگ خورده ی دیوار زینبیم

پس واجب است غرق تماشای ما شدن

.

وقتی مسیر جای قدم های زینب است

میلی نمی کنیم به جز خاک پا شدن

.

اول طواف بعد منا پس چه بهتر است

بعد از دمشق راهی کرب و بلا شدن

.

ما را برای راز و نیاز آفریده اند

” این کعبه را برای نماز آفریده اند ” 

.

این کیست که فرشته گلیم آورش شده

بال و پر فرشته نخ معجرش شده

.

دیگر نیاز نیست به گهواره بردنش

دست حسین بالش زیر سرش شده

.

از این به بعد خانه ی مولا چه دیدنی است

با زینبی که فاطمه ی دیگرش شده

.

زهرا همان که امّ ابیهاش گفته اند

زهرا همان که مادر پیغمبرش شده

.

دیروز دختر وجنات خدیجه بود

حالا خدیجه آمده و دخترش شده

.

این گونه بود فاطمه شد ریشه ی بقا

این گونه بود فاطمه شد امّ امّها

.

زینب طلوع بود ولی ابتدا نداشت

زینب غروب بود ولی انتها نداشت

.

زینب رسول بود ولی مصطفی نشد

شهر نزول بود اگر چه حرا نداشت

.

زینب اگر نبود کسی فاطمی نبود

زینب اگر نبود کسی مرتضی نداشت

.

زینب اگر نبود حسینی نمی شدیم

زینب اگر نبود زمین کربلا نداشت

.

زینب هر آن چه گفت تماماً حسین بود

اصلاً به غیر نام حسین اعتنا نداشت

.

زینب اگر نبود مسلمان نداشتیم

باور کنید ذکر حسین جان نداشتیم

.

جایی پریده است که پیدا نمی شود

حتی عروج این همه بالا نمی شود

.

دیدند صبح آمده اما در آسمان

خورشید شهر فاطمه پیدا نمی شود

.

یا ایها الرسول چرا آفتاب صبح

در آسمان شهر تماشا نمی شود

.

فرمود : زینب آینه ی روی دخترم

آن که مقام بی حدش املا نمی شود

.

چون بی نقاب آمده بیرون حجره اش

امروز آفتاب هویدا نمی شود

.

حقش نبود کعبه نیلوفرش کنند

حقش نبود سر زده بی معجرش کنند

.

لب هاش تشنه بود ولی رود نیل بود

بالش شکسته بود ولی جبرئیل بود

.

زینب ، فرشته ، آینه ، حوریه ، عاطفه

از جنس خانواده ای از این قبیل بود

.

گودال هم که رفت فقط سر به زیر بود

شرمنده بود از این که قتیلش قلیل بود

.

کوچه به کوچه لشگر کوفه شکست خورد

از دست خانمی که تماماً اصیل بود

.

ویرانه کرد کاخ بلند یزید را

زینب تبر نداشت ولیکن خلیل بود

.

.

.

علی اکبر لطیفیان

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها