صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

 امیر اکبرزاده

.

نه نان ، نه آب ، مرا دیدن پدر کافی ست

برای سوختن من همین شرر کافی ست

.

به جای زانوی بابا سرم به دیوار است

برای من غم دنیا همین قَدَر کافی ست
.

نزن به جان من آتش ، زبان طعنه ببند

مرا شرار همان موی شعله ور کافی ست

.

چه میزبان رئوفی که سیلی آورده ست !

مرا هراس ز سوغات این سفر کافی ست

.

نه … من نگفتم ، او دید زخم گوشم را

برای بابا این شرح مختصر کافی ست

.

چقدر خسته شدم ، خسته از تو ای دنیا

اگر چه عمر من اندک ولی دگر کافی ست

.

کسی شبیه خودم گفت : وقت رفتن شد

مرا شنیدن تنها همین خبر کافی ست

.

.

.

محبوب‌ترین ها