صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

^ همین که دست قلم در دوات می لرزد

۲۹ خرداد ۱۳۹۶ بدون نظر

سید حمیدرضا برقعی

.

همین که دست قلم در دوات می لرزد

به یاد مهر تو چشم فرات می لرزد

.

نهفته راز ” اذا زلزلت ” به چشمانت

اگر اشاره کنی کائنات می لرزد

.

” هزار نکته ی باریک تر ز مو اینجاست “

بدون عشق تو بی شک صراط می لرزد

.

مگر که خار به چشمان خضر خود دیدی

که در نگاه تو آب حیات می لرزد

.

تو را به کوثر و تطهیر و نور گریه مکن

که آیه آیه تن محکمات می لرزد

.

کنون نهاده علی سر ، به روی شانه ی در

و روی گونه ی او خاطرات می لرزد

.

غزل تمام نشد ، چند کوچه بالاتر

میان مشکِ سواری فرات می لرزد

.

سپس سوار می افتد ، تو می رسی از راه

که روضه خوان شوی اما صدات می لرزد

.

و عصر جمعه کنار ضریح روی لبم

به جای شعر دعای سمات می لرزد …

.

.

.

محبوب‌ترین ها