صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

پلکی مزن که چشم ترت درد می کند

۱۰ مهر ۱۳۹۶ بدون نظر

حجت الاسلام جواد محمدزمانی

.

پلکی مزن که چشم ترت درد می کند
پر وا مکن که بال و پرت درد می کند

.

‏آن تن که بود خسته ی این راه درد داشت
‏حتما که قلب خسته ترت درد می کند

.

‏می دانم این که بعد تماشای اکبرت
‏زخمی که بود بر جگرت درد می کند

.

‏با من بگو که داغ برادر چه کار کرد
‏آیا هنوز هم کمرت درد می کند ؟

.

‏مانند چوب خواهش بوسه نمی کنم
‏آخر لبان خشک و ترت درد می کند

.

لب های تو کبود تر از روی مادر است
‏یعنی که سینه ی پدرت درد می کند

.

می خواستم که تنگ در آغوش گیرمت
یادم نبوت زخم سرت درد می کند

.

با سر چرا به دیدن این دختر آمدی ؟
‏پای تو مثل همسفرت درد می کند ؟

.

کمتر به اسب نیزه سوار و پیاده شو !
‏از هجمه های سنگ سرت درد می کند

.

.

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها