صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

^ چشیدم در حریمت طعم عشق لا یزالی را

۱۰ خرداد ۱۳۹۶ بدون نظر

احمد علوی 

.

چشیدم در حریمت طعم عشق لا یزالی را
کشیدم در غل و زنجیر نفس لاابالی را

.

خداوندا به شوق بارش باران الطافت
تحمل کرده ام این سال های خشک سالی را

.

زمانه از تو دورم کرده و شیطان فراوان است
نمی جویم تو را گم کرده ام سیر جلالی را

.

چه شب های درازی را که بی یاد تو سر کردم
ببخش این سرکشی این سرخوشی این بی خیالی را

.

برای درد دل کردن در این دنیای وانفسا
به غیر تو ندیدم هر چه گشتم این حوالی را

.

چهل سال است بی تابانه دنبال تو می گردم
چگونه شرح باید داد این آشفته حالی را

.

چنان در زرق و برق زندگی غرقم که در سجده
نمی بینم به جز گل های رنگارنگ قالی را

.

مرا تنها دو رکعت عشق روزی کن که دلتنگم
تداعی کن برایم باز گلبانگ بلالی را

.

رهیده تیر عمرم از کمان و راهی گورم
نیاوردم به دست ارزان من این قد هلالی را

.

خدایا سال و فال و حال و مالم با تو خوش یمن است
نگیر از سرنوشتم تخت رام و بخت عالی را

.

به سمتت آمدم با کوله باری از نبودن ها
فقط روی سیاه آوردم و دستان خالی را

.

من از دیدار عزرائیل و از محشر نمی ترسم
که دارم بر سر خود سایه ی مولی الموالی را

.

.

.

محبوب‌ترین ها