صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

گوش طفل مرا ز جا کندی

۱۹ مهر ۱۳۹۶ بدون نظر

محسن ناصحی

.

گوش طفل مرا ز جا کندی

بی مروّت حیا کن از سر من

دختر تو چگونه راضی شد

که شود پاره گوش دختر من ؟

.

مثل این گوشواره ، ای نامرد

بین بازارها فراوان است

تو به انگشت من قناعت کن

قیمت گوشواره ارزان است

.

چِقَدَر باید التماس کند

چادر دختر مرا بدهید

دست خود را کشیده تا نیزه

به یتیمم سر مرا بدهید

.

چِقَدَر تازیانه و سیلی

مگر از غصّه هاش بی خبرید

پای او کوچک است و کم طاقت

لا اقل روی ناقه اش ببرید

.

بس که از تازیانه ها خورده

سیر گشته ، غذا نمی خواهد

وعده ی تشت را به او ندهید

جز پدر از شما نمی خواهد

.

وسط شهر هرچه می خواهید

دائماً سنگ بر سرم بزنید

چوبتان را به لب خریدارم

ولی از این سه ساله درگذرید

.

این که در خود خزیده سردش نیست

درد پهلو کشیده خم شده است

با همین قدّ کوچکش امشب

چِقَدَر مثل مادرم شده است

.

.

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها