اشعار آیینی خیمه...
ای بقیعِ غم تو کرببلایی دیگر

روضه‌ خوان

اطلاعات بیشتر
تاریخ انتشار 24 خرداد 1403
صاحب اثر

ای بقیعِ غم تو کرببلایی دیگر

متن شعر

ای بقیعِ غم تو کرببلایی دیگر
کربلا بود برای تو مِنایی دیکر

.
کوفه تا شام ، تو را سعی‌ و صفایی دیگر
در غریبان ، تو غریب الغربایی دیگر

.

غربتت را نسرودم منِ شاعر آری
راستی تو چقَدَر شاعر و ذاکر داری ؟!

.

شده آزرده تو را از عمل ما ، خاطر
بی سبب نیست اگر شد حرمت بی زائر

.
از حدیث تو نگفتیم ولو در ظاهر
گرچه محتاج‌ ترینیم به قال الباقر

.

همه‌ ی سال پی یک شب تقویم توایم
ما فقط مرثیه‌ خوان شب ترحیم توایم

.

دست بر دامن مهرت نرساندیم چرا ؟
گاهگاهی که رسیدیم ، نماندیم چرا ؟

.
پایمان را به بقیعت نکشاندیم چرا ؟
باقرالعلم ! ز علم تو نخواندیم چرا ؟

.

بگذر از ما که برای تو مؤثر نشدیم
نه که بی صحن و رواقی تو ، مسافر نشدیم

.

کودکی‌ های تو در اوج مصیبت طی شد
کودکی‌ های تو همراه شهادت طی شد

.
پای آن خیمه که می‌ رفت به غارت طی شد
زیر شلاق ستم وقت اسارت طی شد

.

طی شده کودکی‌ ات گوشه‌ ی بین الحرمین
گه در آغوش پدر ، گاه در آغوش حسین

.

کربلا جلوه‌ ی غم بود برایت مادام
کربلا کشت تو را ، کشت تو را بدتر شام

.
کربلا بود و حسین و تو و سجاد ، تمام
کربلا بود و امام بن امام بن امام

.

من تو را یک تنه یک کرببلا می‌ بینم
من تو را در همه‌ ی مرثیه‌ ها می‌ بینم

.

داغ بی آبی و فقدان عمو را تو بگو
روضه‌ خوان باش خودت ، روضه‌ی او را تو بگو

.
پرده بردار ، بیا راز مگو را تو بگو
بوسه‌ ی تیغ به رگ‌ های گلو را تو بگو

.

تو بنا بود بمانی به امامت برسی
روضه‌ خوان باشی و هر شب به شهادت برسی

.

.

.

محسن ناصحی

.

آثار دیگر

برچسب ها

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *