اشعار آیینی خیمه...

^ جنون گریخت سراسیمه از ملاقاتم

اطلاعات بیشتر
تاریخ انتشار 27 مرداد 1398

^ جنون گریخت سراسیمه از ملاقاتم

متن شعر

جنون گریخت سراسیمه از ملاقاتم

***

جنون گریخت سراسیمه از ملاقاتم
شب شراب که باشد دچار افراطم

.
بریز هرچه که داری مکن مراعاتم
تو بی ملاحظه ، من نیز بی مبالاتم

.
سیاه مست تو هستم گذشته کار از کار
 “شب شراب می ارزد به بامداد خمار “

.
نمی رسد به شکوه تو فکر کوتاهم
اگر مدیح تورا از خود تو می خواهم

.
بگو که دهر به دست تو خلق شد ، ما هم
بگو بگو و مگو من صنایع الهم

.
لطیف طبع خدا آنِ آشکار تویی
که شعر جوششی آفریدگار تویی

.
تو آن قصیده ی بی اختیار موزونی
پر از خیالی و از هر خیال بیرونی

.
شکوه شعر کهن در کلام اکنونی
بریز قاعده ها را به هم تو قانونی

.
سرودنِ تو حماسی ترین مغازله است
جهان بدون تو اسلوب بی معادله است

.
رسیده ام به تو در نظمی از پریشانی
به شاعرانه ترین لحظه های حیرانی

.
نگفته ام که چه می خواهم از تو … می دانی –
شراب شعر صغیر و فواد کرمانی

.
تو ای قصیده ی اعلا مسمط عالی
جنون ” فاتح علی خان ” در اوج قوّالی

.
کتاب معجزه در بی شمار ابوابی
اگر چه نقطه ی ایجاز غرق اطنابی

.
بخوانمت منِ وامانده با چه القابی

اگر خدات بگویم تو بر نمی تابی

.
اگر ملال توام بی دریغ کن دفعم
تو تیغ می کشی اما منم که ذینفعم

.
تو همزمانِ زمان نیستی کجایی تو
کنار فاطمه ای همدم حرایی تو

.
به چشم حیرت جبرییل آشنایی تو
به ذهن کوچک دنیا پر از چرایی تو

.
تو در نهایت معراج در نبایدها
نشسته ای به تماشای رفت و آمد ها

.
تو آفتابی و هرگز نمی شوی انکار
دریغ و درد که نهج البلاغه را یک بار –

.
کسی مرور نکرد ای شکوه بی تکرار
برای مالک اشتر نوشته ای بسیار

.
هنوز جوهر آن نامه ها تر و تازه است
غریبیِ سخنت در زمین پر آوازه است

.
به ناشناسیِ منظومه ی علی نامه
به الغدیر به موی سپید علامه

.
به یا علی مددِ پوریا به هنگامه
به شرمگینیِ من در چکامه و چامه

.
تو دیگری و دلم در خیال دیگر نیست
که سرنوشتی از این سرنوشت بهتر نیست …

.

.

.

سید حمیدرضا برقعی

.

برچسب ها

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید!

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *