صد مرده زنده می شود از تربت حسین / از خاک کربلای تو مرهم درست شد / پیراهن تو را که به دیوار عرش زد / رایت ، علم ، کتیبه و پرچم درست شد

وقت رزم نو گلان زینب است

۱۹ مهر ۱۳۹۶ بدون نظر

وحید قاسمی

.

وقت رزم نو گلان زینب است
حضرت ارباب در تاب و تب است

.
شور و غوغایی میان خیمه هاست
بر لب زینب فقط ذکر خداست

.
اهل خیمه بی قراری می کنند
کوفیان لحظه شماری می کنند

.
حضرت ارباب پشت خیمه ها
برده سوی آسمان دست دعا

.
با خدای خویش نجوا می کند
شکوه ها از دست دنیا می کند

.
بر مشامش ناگهان عطری رسید
خواهرش را در کنار خویش دید

.
رو به سوی آسمان با آه سرد
اشک های چشم خود را پاک کرد

.
زینبش را دید با آن نوگلان
دست هر یک نیزه و تیر و کمان

.
گفت خواهر جان عذابم می کنی ؟
از خجالت خوب آبم می کنی

.
قلب مجروح مرا آزرده ای
کودکانت را چرا آورده ای

.
داد زینب حرف هایش را جواب
گفت : مولا کی تو را دادم عذاب ؟

.
کودکانم جان نثاران تواند
کوچک اما جزء یاران تواند

.
نوگلانم را ز غم آزاد کن
بار دیگر قلب من را شاد کن

.
می دهم سوگند بر جان رسول
برگ سبز خواهرت را کن قبول

.

.

.

مطالب پیشنهادی

محبوب‌ترین ها